حسن فراهانى

12

روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى )

در سفر اول مظفر الدين شاه به اروپا ميرزا ابراهيم خان به استقبال شاه در اتريش رفت و از آن پس در التزام ركاب شاه درآمد . به تهران بازگشت و با منصب پيشخدمت‌باشى سلام به خدمت در دربار مظفرى پرداخت . وى در سفر دوم مظفر الدين شاه به فرنگ در 1320 ق طبيب مخصوص شاه شد . يك سال بعد ، پس از مرگ عموى خود ، ميرزا محمود خان حكيم الملك ، لقب حكيم الملك را دريافت كرد . اما چهار ماه بعد به دليل تجويز داروى اشتباه براى مظفر الدين شاه از سمت خود بر كنار شد و جاى او را دكتر خليل خان اعلم الدوله گرفت . با اين حال ميرزا ابراهيم خان همچنان در جرگهء درباريان بود . در 1323 ق در سفر سوم شاه به فرنگ او را همراهى كرد . وى در دوران تحصيل در فرانسه با انديشه فراماسونرى آشنا شد و درصدد برآمد تا اين تشكيلات را در ايران بنياد گذارد . تلاشهاى او و همفكرانش سرانجام در 1325 ق نتيجه داد و در همين سال فرمان تأسيس لژ بيدارى ايران از سوى لژ فراماسونرى گراند اوريان فرانسه صادر شد . او كه از مشروطه‌خواهان بود در 1325 ق به همراه عده‌اى ديگر از اعضاى لژ بيدارى مانند ملك المتكلمين و سيد حسن تقىزاده و برخى ديگر ، كميته سرى انقلاب ملى را تشكيل داد . از اهداف اين كميته مبارزه با مخالفان مشروطه و تشكيل نيروى نظامى بود . با پيروزى مشروطه‌خواهان و تشكيل مجلس شوراى ملى ، ميرزا ابراهيم خان در 1326 ق به نمايندگى مردم تهران منصوب شد . در روز بمباران مجلس ، وى به همراه عده‌اى از نمايندگان به پارك امين الدوله گريخت و روز بعد به سفارت فرانسه پناهنده شد . او در دوره استبداد صغير عليه محمد على شاه فعاليت بسيار كرد . پس از فتح تهران نيز به فاتحان پيوست . حكيم الملك يكى از بيست و هشت عضو كميسيون عالى بود كه توسط فاتحان براى رسيدگى به امور كشور تشكيل شده بود . از اولين اقدامات اين كميسيون انتصاب احمد ميرزاى وليعهد به پادشاهى است . حكيم الملك در دوره دوم مجلس شوراى ملى به نمايندگى از آذربايجان انتخاب شد و به همراهى سيد حسن تقىزاده ، حسينقلى نواب و سيد محمد رضا مساوات حزب تندروى دموكرات را بنيان گذاشت . همچنين مجلس به حكيم الملك مأموريت داد تا به وضع دربار رسيدگى نموده و تربيت سلطان احمد ميرزا را بر عهده بگيرد . او نيز محمد على فروغى ، ابو الحسن فروغى و كمال الملك را به آموزگارى شاه گماشت . وى پس از هشت ماه در 1329 ق از نمايندگى مجلس استعفا داد و در كابينه مستوفى الممالك به وزارت ماليه منصوب شد . وى در كابينه نجفقلى خان صمصام السلطنه در مرداد 1290 ش نيز همين سمت را دارا بود . در كابينه ميرزا محمد على خان علاء السلطنه در 1292 ش وزير علوم شد و از 1294 ش به‌طور متوالى در كابينه‌هاى ميرزا حسن خان مشير السلطنه و در 1294 ش در كابينه عين الدوله و در 1296 ش در كابينه ميرزا محمد على خان علاء السلطنه وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه را عهده‌دار شد . وى در كابينهء صمصام السلطنه در 1297 ش از وزارت معارف به وزارت دارايى رفت و پس از آن در 1299 ش در كابينه ميرزا حسن مشير الدوله به وزارت معارف رسيد . و در 1300 ش در كابينه بعدى مشير الدوله به وزارت امور خارجه دست يافت . در 1302 ش هم وزير عدليه كابينه مشير الدوله گرديد . از آن پس حكيمى تا 1321 ش در هيچ كابينه‌اى شركت نداشت . وى در اين زمان از فعاليتهاى سياسى كناره گرفت و به تأليف پرداخت . حاصل آن فرهنگ لغت فرانسه به فارسى و كتابى دربارهء كالبدشكافى است . وى پس از شهريور 1320 به صحنه سياست بازگشت و در مرداد 1321 وزير كابينه قوام شد . سپس به مدت سه دوره نخست‌وزير گرديد ؛ ابتدا در 1324 ش و كابينه دوم وى در آبان همان سال تشكيل شد . در اين دوره با هدف تخليه قشون روسيه از ايران ، به سازمان ملل شكايت برد . در كابينه سوم در 1326 برنامه اصلاحات كلى از قبيل تعديل بودجه ، صرفه‌جويى زياد در هزينه و گماردن اشخاص درست در سر كارها را در دولت خود تعيين نمود كه با وجود مخالفان خود مجبور به استعفا شد . حكيمى از آبان 1328 به مدت يك سال وزير دربار شد . وى همچنين نماينده تهران در دوره‌هاى اول و دوم مجلس سنا و از بهمن 1328 تا اسفند 1332 و بار ديگر از فروردين 1332 به مدت دو سال رياست مجلس سنا را به عهده داشت . در دوره وزارت حكيمى بر معارف ايران ، مدرسه حقوق ، طرح اعزام محصل به خارج از كشور در رشته‌هاى مختلف ازجمله رشته تعليم و تربيت ، ارائه طرح تأسيس دار المعلمين ، تأسيس مدرسه صنايع مستظرفه به معاونت محمد غفارى كمال الملك ، محقق شد . وى در 92 سالگى در 1337 ش درگذشت و در ابن بابويه به خاك سپرده شد . ( بامداد ، شرح‌حال رجال ايران در . . . ، صص 10 - 8 ؛ سرمد ، اعزام محصل به خارج از . . . ، صص 294 و 295 ؛ « مجموعه اسناد منتشر نشده درباره لژ بيدارى ايران - 5 » ، ايران ، 1374 ش ، شم 5 ( 5 / 2 / 1374 ) ، ص 12 ؛ يغمايى ، وزيران علوم و معارف و . . . ، صص 136 - 128 ) .

--> ( 6 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 75 - 2 - 49 - 1301 .